|
ღ☆نغـــــــمه عاشــــــقی☆ღ |
|
ღღღمن فقط برای تو می نویسمღღღ |
از این قفس پریدنی
نگاه سرخ باورم
کجا کجا
به آسمان
به لحظه های دیدنی
به شهرهای گفتنی
به کوچه های بودنی
به بی صدای کفش تو
میان بی حیاط دل
کجا کجا
شنیدنی
تو آن شب
پر از پـَر ستاره ای
کبوترانه تا کجا
کشیده ای به دورها
تو شعر بال خنده ات
به سرو آن ستاره ، باش
تو سایۀ دل منی ...
+ نوشته شده در جمعه 9 دی1390ساعت توسط مینا |
زن عشق می کارد و کینه درو می کند....
دیه اش نصف دیه توست و مجازات زنایش با تو برابر....
می تواند یک همسر داشته باشد و تو مختار به داشتن چهار همسر هستی .....
برای ازدواجش در هر سنی اجازه لازم است
ولی تو هر زمان بخواهی به لطف قانون گذار می توانی ازدواج کنی...
در محبسی به نام بکارت زندانی است و تو ............
او کتک می خورد و تو محاکمه نمی شوی ..........
او می زاید و تو برای فرزندش نام انتخاب می کنی .........
او درد می کشد و تو نگرانی که کودک دختر باشد .........
او بی خوابی می کشد و تو خواب حوریان بهشتی را می بینی ........
او مادر می شود و همه جا می پرسند نام پدر .........
و هر روز او متولد می شود ، عاشق می شود ، مادر می شود ،
پیر می شود و می میرد...
و اینها همه کینه است که کاشته می شود در قلب مالامال از درد .......
« دکتر علی شریعتی »
+ نوشته شده در یکشنبه 5 تیر1390ساعت توسط مینا |